اگر می توانستم بنويسم  حتی خطی و شايد کلمه ای که تسکينم بدهد ٬ ولی باز انگار قلمم خشک شده است و جز مشتی موهومات و کلمات پراکنده چيزی از ذهنم نمی چکد ٬ شده ام مثل آدمی که از روی مرض و بی هيچ دليل اصولن منطقی سوزن بر دست خود می زند و انگار که کار بد و مبتذلی کرده باشد دايم خود را سرزنش ميکند.

چقدر بيخود شده ام...

/ 0 نظر / 3 بازدید